پرسش و پاسخ کلینتون با BBC
مصاحبه چهارشنبه شب هیلاری كلینتون با بخش فارسی بنگاه خبرپراكنی انگلیس، بسیاری از حقایق را برای افرادی كه سعی دارند با نگاه خوشبینانه به اقدامات امریكا و غرب نگاه كنند افشا كرد.
 باید از سه زاویه به این مصاحبه نگریست. ابتدا زمان مصاحبه، دوم چرایی آن و سوم مواضع كلینتون به عنوان نفر اول دستگاه دیپلماسی كاخ سفید در این مصاحبه است كه به ترتیب آنها را مرور می‌كنیم. 
دلایل انتخاب این زمان برای مصاحبه 
قبل از هر چیز زمان این مصاحبه است كه باید با دقت و واكاوی فراوان به آن نگریسته شود. بیداری اسلامی كه قریب یك‌سال است خواب را از چشمان استكبار و در رأس آن سران كاخ سفید ربوده است این روزها اولین خروجی خود را به جهان ارائه می‌دهد. این بیداری از كشور تونس آغاز شد و همه منتظر بودند ببینند چه گفتمانی جایگزین نوكران امریكا و غرب در منطقه خواهد شد. آیا تهدیدها، تطمیع‌ها و هجمه رسانه‌ای امریكا پاسخ خواهد داد و نظام‌های لائیك یا سكولار جایگزین رژیم‌های دیكتاتور قبلی خواهند شد یا همانگونه كه در شعارهای انقلابیون نمود داشت پایه نظام‌های جدید براساس شریعت اسلامی بسته خواهد شد. 


انتخابات تونس از این رو دارای اهمیت فراوانی بود و همانگونه كه نتایج انتخابات نیز بر این امر صحه گذاشت اسلامگرایان با فاصله بسیار زیادی از سایر رقبا پیش افتادند و اگر وضعیت به همین منوال پیش برود نفر اول مبارزه با حكومت «بن علی»، در آینده نزدیك نخست وزیر این كشور انقلابی خواهد شد. انتخابات تونس نشانه بزرگی برای سران كاخ سفید است كه ببینند در جنگ با گفتمان انقلاب اسلامی در منطقه بازنده‌اند. 
اعلام خروج نیروهای امریكایی از عراق دومین نشانه است كه نشان می‌دهد بر خلاف خواسته دولت امریكا كه تا چندی پیش حضور ده‌ها هزار نفر از نیروهای خود را در عراق ضروری می‌دانستند و شرایط را به گونه‌ای چیده بودند كه دولت عراق كمتر جرات مخالفت علنی داشت، حال مجبورند بدون هیچگونه امتیاز خاصی و با سرشكستگی تمام از این كشور خارج شوند. 
جنبش ضد وال‌استریت سومین دلیل است؛ جنبشی كه تا قلب پایتخت امریكا نفوذ كرده و امنیت داخلی و خارجی حكومت مدعی اداره جهان را به چالش كشیده است. اگر سال ۸۸ حضور عده اندكی در خیابان‌های تهران امثال كلینتون را امیدوار به تغییر نظام جمهوری اسلامی كرده بود حالا با چشمان خود می‌بینند نه تنها آن حباب‌های روی آب رفته‌اند بلكه اكنون در خیابان‌های واشنگتن و نیویوركند كه صدها هزار نفر به آن ریخته‌ و خواستار تغییر نظام سرمایه داری‌اند. تفاوتی كه این اعتراضات با اعتراضات تهران دارد این است كه در ایران هر تعدادی معترض بودند ۱۰ برابر آنها در منازل بودند

تا چند ماه پیش مسئولان امریكایی امیدوار بودند «تحریم‌هایی» كه آنها را «خردكننده» نامیده بودند مردم ایران را به شورش علیه حاكمیت وادارد اما وقتی دیدند هیچ اتفاقی رخ نداد، حال كلینتون آمده تا با فریب و التماس به ایرانیان آنها را به اعتراض وادارد
و به وقت ضرور همچون ۹دی و ۲۲ بهمن تمامی توطئه‌ها را خنثی می‌كنند اما دولت امریكا جمعیتی ندارد كه در مقابل این جنبش عظیم به خیابان‌ها بیاید و همه اعتراضات را خنثی كند. 
علت مصاحبه با بی‌بی‌سی فارسی 
سابقه تاریخی دولت‌های مستكبر نشان داده است كه این افراد هر موقع در پیشبرد سیاست‌های خود در قبال سایر كشورها به بن‌بست رسیده‌اند دم از گفت‌وگو و مذاكره می‌زنند. در حقیقت می‌توان گفت گفت‌وگو آخرین اهرم این دولت‌هاست تا بتوانند راهبرد خود را جلو ببرند كما اینكه در جریان موضوع هسته‌ای شدن ایران اسلامی هنگامی كه سایر اهرم‌ها همچون آژانس انرژی اتمی، سازمان ملل و شورای امنیت، سازمان‌های بین‌المللی نتوانستند ایران را از این كار باز بدارند ناچار دم از گفت‌وگو زدند و هر گاه كه احساس می‌كردند ابزاری به دست آورده‌اند گفت‌وگوها كمرنگ می‌شد و جای خود را به تهدید می‌داد. 
بنابراین اصل مصاحبه با بخش فارسی تلویزیون دولتی انگلیس فارغ از نوع مواضع گرفته شده در گفت‌وگو نشان می‌دهد كه سایر راه‌ها به روی دولت امریكا بسته شده و آمده است تا به قول خود با «دیپلماسی عمومی» روی دیگر «تهدیدها و تحریم‌ها» را به اجرا بگذارند وگرنه «گفت‌وگو با یك بخش از یك شبكه غیرامریكایی» چیزی نیست كه خیلی در ادبیات دیپلماتیك قابل پذیرش باشد. 
مواضع كلینتون و اعترافات ناخواسته 
تا چند ماه پیش مسئولان امریكایی امیدوار بودند «تحریم‌هایی» كه آنها را «خردكننده» نامیده بودند مردم ایران را به شورش علیه حاكمیت وادارد اما وقتی دیدند هیچ اتفاقی رخ نداد و ایران اسلامی اكنون در اوج اقتدار و ثبات داخلی و بین‌المللی قرار دارد حال كلینتون آمده تا با فریب و التماس به ایرانیان آنها را به اعتراض وادارد و چراغ سبز امریكا برای حمایت از آنها را رسما اعلام كند. 
كلینتون برای به دست آوردن دل مردم ایران ناچار شد چند اعتراف نیز داشته باشد كه شاید در حالت عادی كمتر این حرف‌ها از زبان آنان خارج شود؛ اول اینكه برخلاف مواضع قبلی خود و سایر دولتمردان امریكا كه تحریم‌ها را متوجه دولت ایران می‌دانستند نه مردم ایران این بار اعتراف كرد كه «این تحریم‌ها بر مردم عادی هم تا حدودی اثر می‌گذارد، اما چاره‌ای نیست!» 
دومین اعتراف دخالت دولت امریكا در جریان فتنه ۸۸ بود و اینكه رسما اعلام كند كه «دو سال پیش، از درون جنبش اعتراضی این صدا شنیده می‌شد كه امریكا باید مواظب باشد طوری عمل نكند كه عامل و حامی اصلی این جنبش جلوه كند، چون در آن صورت اعتبار جنبش و امنیت هواداران آن به خطر می‌افتد.» 
این جملات نه تنها پرده از ارتباط مستمر و پشت پرده سران فتنه ۸۸ با دولتمردان امریكا بر می‌دارد بلكه یك اعتراف بزرگ‌تر نیز در دل خود دارد كه شاید اگر كلینتون به عمق مواضع خود می‌اندیشید این حرف‌ها را بر زبان جاری نمی‌كرد. اینكه حمایت دولت امریكا از یك به اصطلاح جنبش در ایران اعتبار آنها را در نزد مردم مخدوش می‌كند اعتراف ناخواسته‌ای بود كه كلینتون مرتكب شد و با این سخنان خود جایگاه واقعی دولت امریكا و سایر دول غربی را در نزد ملت ایران نشان داد. 
این مواضع كلینتون را باید با مواضع آلبرایت سلف وی درباره عذرخواهی از مردم ایران به دلیل دست داشتن دولت امریكا در جریان كودتای ۲۸ مرداد سال ۳۲ مقایسه كرد. اعترافی كه برای دستگاه دیپلماسی امریكا گران تمام شد و حال این كلینتون است كه برای به دست آوردن دل سبزهایی كه اكنون دیگر وجود خارجی ندارند مجبور است اعتراف كند ما از شما حمایت می‌كردیم منتها با چراغ خاموش. 
جوان آنلاین