آیا به ایران حمله می شود؟

آیا به ایران حمله می شود؟

این سوالی است که این روزها مکرر پرسیده می شود. پیش از پاسخ به این سوال خوب است به این پرسش پاسخ دهیم که با وجود تکراری بودن این قبیل تهدیدها دلیل این که افکار عمومی این بار این موضوع را جدی تر تلقی کرده اند چیست؟ سه دلیل می توان برای این سوال برشمرد: اول این که این بار خلاف گذشته احتمال حمله فقط به برخی تأسیسات هسته ای صلح آمیز ایران وجود داشت چرا که ایران در حال انجام یکی از مهمترین اقدامات برای دور از دسترس قرار دادن امکانات هسته ای اش از هر گونه تعرض نظامی با انتقال تأسیسات حساس خود به مجموعه غیرقابل نفوذ فردو است گر چه به دلایلی که ذکر می شود این احتمال دیگر منتفی شده است اما محتمل بودن حمله در آغاز، فضا را جدی تر از دفعه های پیشین می کند. دوم اینکه این بار جریان سازی رسانه ای - چه با منشاء واقعی و چه از ابتدا تبلیغاتی- بسیار پرحجم صورت گرفت. جریان سازی رسانه ای درباره ترور سفیر عربستان در آمریکا و گزارش کاملا غیرحقوقی آمانو بهترین مواد خام بود برای رسانه ها که بتوانند اخبار مربوط به احتمال حمله اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران را که یا واقعا درز کرده بود یا برای حساسیت سنجی ایران منتشر شده بود را به صورتی تاثیرگذار بزرگ نمایی کنند و سومین دلیل واکنش و موضع محکم و مقتدرانه مسئولان ایرانی است که باعث می شود افکار عمومی از این واکنش ها احتمال حمله را جدی برداشت کنند مسئولان ایرانی مجبور هستند به گونه ای موضع گیری کنند که اگر دشمن به نیت حساسیت سنجی شایعه حمله را مطرح می کند در محاسبات خودش به این نتیجه برسد که باید همه هزینه های محتمل را یکجا پرداخت کند، لذا موضع ایران باید به صورتی کاملا شفاف حد مقابله ایران را برای دشمن تبیین کند حتی اگر باور مسئولین ایرانی این باشد که احتمال حمله بسیارکم است و طبیعی است که روی دیگر این پیام به دشمن، جدی تر شدن احتمال حمله در افکار عمومی داخل است.


با این توصیف معتقدم به دلایل و شواهدی که ذکر خواهد شد اگر احتمال حمله ای مقطعی پیش از این وجود داشت اکنون این احتمال وجود ندارد:

1. توان نظامی ایران غیر از این که قابلیت های درخور توجهی دارد از یک ویژگی منحصر به فرد نیزبرخوردار است تسلیحات و توانمندی نظامی ایران بومی است و متناسب با موقعیت ژئوپلتیک ایران و نیازهای دفاعی مخصوص به خود طراحی شده است همین ویژگی باعث شده است که دشمن در مواجهه با ایران با احتیاط زیاد برخورد کند چرا که شناخت دقیقی از قابلیت ها وظرفیت های نظامی ما ندارد و نمی تواند ابعاد هزینه های برخورد نظامی با ایران را محاسبه کند به عنوان مثال دشمن می داند که ایران توان بستن تنگه هرمز را دارد- براساس گزارش مقام نظامی آمریکا در کنگره - اما نمی داند که آیا این توان به گونه ای هست که ناوهای آمریکایی را نیز غرق کند چرا که ممکن است ایران با توجه به اشراف به موقعیت منطقه تسلیحاتی مخصوص، تولید کرده باشد که قدرت دفاعی ناوهای آمریکایی برای رویارویی با آن ها آماده نباشند عدم توانایی در محاسبه هزینه های رویارویی نظامی با ایران به آمریکا این پیام را می دهد که نمی داند خطر بازی نظامی با ایران چقدر است.

۲ . برنامه ریزی چندبعدی آمریکا برای فضاسازی علیه ایران و وارد کردن فشار برایران حتی نتوانست برای تشدید جدی تحریم ها مانند تحریم بین المللی بانک مرکزی موثر واقع شود چرا که هم تهمت ترور سفیرعربستان در آمریکا حتی مورد تمسخر رسانه های آمریکایی قرار گرفت و هم گزارش آمانو باهمه تبلیغاتی که روی آن صورت گرفت به قدری غیرحقوقی بود که نتوانست جریانی قوی علیه ایران ایجاد کند. طبیعی است که در این فضا باید باور کنیم وزیر دفاع آمریکا موضع واقعی کشورش را اعلام کرد که : « حمله نظامی به ایران تبعات جدی دارد، برتحریم ها متمرکز می شویم»

3. نباید از این نکته مهم غافل شد که طرح ایجاد سپرموشکی یکی از راهبردهای مهم آمریکا برای زمینه سازی حمله به ایران است تا بدینوسیله یکی از سه محور اصلی مقابله نظامی ایران را کم اثر کند بدیهی است که این راهبرد هنوز فقط روزکاغذ است.

۴ . شرایط منطقه و دلمشغولی های گسترده ناشی از بیداری اسلامی از یک طرف باعث شده است آمریکا نتواند تمرکزش را برایران بگذارد چه برسد به حمله نظامی و از طرف دیگر رویارویی نظامی با ایران مشابه جنگ 33 روزه و 22 روزه جایگاه اسلام گرایان را در منطقه تقویت می کند موضوعی که با راهبرد اصلی آمریکا و اسرائیل تضاد کامل دارد.

۵ . واقعیت این است که در شرایط فعلی اقتصاد پاشنه آشیل غرب است ابعاد اقتصادی حمله نظامی به ایران به قدری گسترده است که می توان مدعی شد تنها همین دلیل کافی است که اطمینان داشته باشیم آمریکا و اروپا نه خود به فکر حمله به ایران می افتند و نه اجازه می دهند اسرائیل چنین فکری را در سربپروراند در این بحران اقتصادی که اروپا و آمریکا را به شدت به خود مشغول کرده است تصور اینکه شوک افزایش سرسام آور قیمت نفت که در کمترین حالت می تواند ناشی از بسته شدن تنگه هرمز به مدت طولانی باشد، چه بلایی بر سر اروپا و آمریکا می آورد، پشت هر سیاستمدار و تحلیل گر غربی را می لرزاند شاید این جمله رهبرانقلاب که پاسخ ایران به هرتجاوز و حتی تهدید به گونه ای خواهد بود که «متجاوزان را از درون متلاشی خواهد کرد» ناظر به همین مساله و بحران های اجتماعی و سیاسی ناشی از اعتراضات گسترده مردمی این کشورها خواهد بود که بی تردید تصمیم گیران غربی نیز نمی توانند این بحران ها را در محاسباتشان در نظر نگیرند و بعید به نظر می رسد به استقبال تجمعات خیابانی و بحران های اجتماعی خودساخته بروند.

۶ . برای دلیل انتشار خبر احتمال حمله موردی اسرائیل به تاسیسات هسته ای ایران می توان سه گمانه را مطرح کرد اول اینکه تمام این ماجرا جنگ روانی علیه ایران است دوم اینکه اسرائیل خودسرانه تصمیم حمله به ایران برای جلوگیری از غیرقابل دسترس شدن تاسیسات هسته ای ایران داشته است و آمریکا به دلیل مخالفت با این حمله احتمالی با درز دادن خبرش از یک طرف باعث جلوگیری از حمله اسرائیل شده و از طرف دیگر جو روانی سنگینی را علیه ایران آغاز کرده است سومین گمانه این است که انتشار این اخبار برای سنجش نوع واکنش احتمالی ایران و تصمیم گیری بعدی متناسب با آن توسط آمریکا و اسرائیل صورت گرفته است. تکلیف گمانه اول یعنی صرفا تبلیغاتی بودن ماجرا و نبود تصمیمی مبنی بر حمله که روشن است و فرض درستی گمانه دوم یعنی درز دادن خبر توسط آمریکا نیز به طور طبیعی احتمال حمله را منتفی می کند چرا که نشان دهنده مخالفت آمریکا با حمله و پیشگیری از آن توسط این کشور است و در صورت درستی گمانه سوم یعنی انتشار اخبار حمله به نیت حساسیت سنجی نیز باید گفت واکنش صریح، مقتدرانه و فراگیر مقامات ایرانی، به گونه ای بود که در محاسبات دشمن این اطمینان ایجاد شد که ابعاد واکنش نظامی ایران محکم، گسترده وغیرقابل پیش بینی خواهد بود و چون فرض این گمانه ارزیابی از واکنش ایران است در این حالت نیز نتیجه روشن است از مجموع بررسی این سه گمانه می توان این گونه جمع بندی کرد که در بدترین حالت اگر اسرائیل واقعا تصمیم به حمله نظامی به تاسیسات هسته ای ایران را داشته است این احتمال اکنون منتفی شده است.

۷ . از همه این دلایل مهمتر توجه به این نکته است که آنچه توسط مسئولین و رسانه های غربی مطرح شده است حمله همه جانبه و فراگیر به ایران نیست چرا که برای حمله فراگیر زمینه سازی های گسترده داخلی و بین المللی زیادی باید صورت گیرد که حتی نشانه ای از آن هم دیده نمی شود همه بحثی که برخی مطرح می کنند تنها حمله موردی به برخی تاسیسات هسته ای ایران توسط اسرائیل است ماهیت حمله موردی نیز به گونه ای است که باید ناگهانی و غیرمنتظره باشد تا هم ایران آماده دفاع و واکنش متقابل نباشد و هم ابعاد جهانی آن برای اسرائیل و آمریکا قابل کنترل باشد با این وصف همانطور که اشاره شد گر چه نمی توان مدعی شد که از ابتدا چنین مساله ای در دستور کار اسرائیل یا حتی آمریکا نبوده است اما می توان یقین داشت اگر بنا بود چنین حمله ای نیز صورت گیرد با علنی شدن موضوع قطعا منتفی شده است.

روزنامه خراسان 

دوشنبه 23 آبان