آل سعود


پیرمردهای علیل و فرتوت عربستانی كه خود در موج‌های سهمگین بیداری اسلامی گرفتار شده‌اند، حالا به فكر افتاده‌اند...
 پیرمردهای علیل و فرتوت عربستانی كه خود در موج‌های سهمگین بیداری اسلامی گرفتار شده‌اند، حالا به فكر افتاده‌اند تا از طریق درگیر كردن ایران در ناآرامی‌های خیابانی، تخته‌ای برای خود بسازند تا از این موج‌های بلند در امان بمانند؛ موج‌های مردمی كه یك به یك سرزمین‌های اسلامی را درنوردیده و حالا به مرزهای عربستان رسیده است. 


سعودی‌ها از دیرباز، همواره تلاش می‌كردند تا نه یك شریك منطقه‌ای بلكه رقیبی برای تصاحب جایگاه ایران در منطقه باشند، این در حالی بود كه جمهوری اسلامی در طول سال‌های پس از پیروزی انقلاب اسلامی به رغم تمام تحریم‌ها و فشارهای مضاعف اعم از جنگ و درگیری با گروهك‌های تروریستی، توانسته بود كه نه تنها روی پای خود بایستد بلكه پله‌های ترقی را یكی پس از دیگری طی كند و به الگویی منطقه‌ای و الهام بخش برای كشورهای مسلمان تبدیل شود؛ الگویی كه امروز مدل خود را به كشورهای مختلف صادر می‌كند و انقلاب‌های بی‌شماری را به تأسی از انقلاب اسلامی ایران شكل می‌دهد، بنابراین همین تأثیر‌گذاری جمهوری اسلامی در منطقه بود كه مقامات سعودی را بر آن داشت كه ایران را به چالشی بزرگ مبتلا كنند تا از این راه بتوانند یكی از رقبای منطقه‌ای خود را كه از موقعیتی بسیار استراتژیك‌تر نسبت به خود با تسلط بر تنگه هرمز و نوار شمالی خلیج فارس برخوردار بود، از دور خارج كنند؛ تلاش‌هایی كه در قالب تحریك قومیت‌های سنی مذهب ایران و حمایت مالی و لجستیكی از عراق در جنگ علیه ایران نمود پیدا می‌كرد. اوج این تقابل به ماجرای بحرین بازمی‌گردد كه طی آن مردم بحرین با پشتیبانی ملت ایران تصمیم گرفت تا حكام بحرین كه ارتباط نزدیكی نیز با شاهزادگان سعودی داشت را به سرانجام دیگر حاكمان سقوط كرده عربی تبدیل كند كه این موضوع باعث عصبانیت و گسیل دادن نیروهای امنیتی و نظامی عربستان به این جزیره شد و بار دیگر رقابت میان این دو رقیب دیرینه منطقه‌ای اوج گرفت اما این بار با لحنی بسیار جدی تر از پیش چراكه عربستان كه موج بیداری اسلامی را در درون مرزهای خود احساس كرده بود، از آن بیم داشت كه با فرو ریختن نظام حاكم بحرین، مهم‌ترین شریك استراتژیك سعودی‌ها در منطقه خلیج فارس و همچنین از دست دادن پایگاه‌های نظامی امریكا در این كشور، موقعیتش در منطقه بیش از پیش تضعیف شود و در مقابل رقیب دیرینه‌اش یعنی ایران از این پله برای توسعه مناسبات خود بهره ببرد. 
تلاش سعودی برای زمینگیر كردن ایران 
اما زمانی كه شیوخ پیر عربستانی متوجه شدند هیچ كدام از این تحركات نمی‌تواند در تصمیم ایران برای عدول از مواضع خود تأثیرگذار باشد، تصمیم گرفتند تا خود را در بازی جدیدی شریك كنند؛ بازی‌ای كه همبازیانشان اپوزیسیون داخلی و خارجی ایران است. در همین ارتباط سعودی‌ها با دعوت از برخی سران اپوزیسیون خارج كشور كه مدعی روشنفكری هستند و حالا جیره‌خوار آل ارتجاع شده‌اند، خواستار افزایش تحركات آنان در داخل ایران شده‌اند و حمایت صریح خود را از اپوزیسیون اعلام كرده‌اند. آنها در این ارتباط كمك‌های مالی نیز تقدیم سران اپوزیسیون كرده و از آنها خواسته‌اند تا با افزایش تحركات خود، نظام جمهوری اسلامی را درگیر چالشی جدید بكنند، البته سعودی‌ها تنها به همین موضوع اكتفا نكرده‌‌ و شبكه تلویزیونی خود به نام العربیه را نیز وارد این گود كرده‌اند و خواستار پوشش دهی كامل تحركات اپوزیسیون ایرانی توسط این شبكه شده‌اند. شبكه‌ای وهابی كه هزینه‌های بسیار زیادی به سفارش حاكمان عرب منطقه صرف تبلیغ علیه نظام جمهوری اسلامی ایران كرده بود. تمامی اینها در حالی است كه شیوخ سعودی‌ پیش از این نیز سابقه حمایت از رهبران اپوزیسیون ایران را در پرونده خود داشته‌اند؛ حمایت‌هایی كه بخشی از آن نیز توسط منابع امنیتی داخل كشور افشا شده و در آن به رفت و آمد عربستانی‌ها با برخی سران فتنه اشاره شده‌ است. علاوه بر این گفتن این موضوع خالی از لطف نیست كه در طول وقایع پس از انتخابات نیز، شاهد فعالیت چشمگیر سعودی‌ها در حمایت لجستیكی از فتنه‌گران بودیم. 
سعودی‌ها، نگران موج بیداری اسلامی 
اما شاید سؤال این باشد كه دلیل این حمایت‌های همه جانبه عربستان از اپوزیسیون ایران و تلاش برای ایجاد آشوب در داخل كشور چیست؟ پاسخ این سؤال را باید در دو بخش مورد بررسی قرار داد؛ بخش اول این سناریو به روابط ایالات متحده و عربستان سعودی باز می‌گردد؛ روابطی كه عربستان را به عنوان اصلی‌ترین عامل دست‌آموز منطقه‌ای امریكا تبدیل كرده و در طرف مقابل ایران را مهم‌ترین دشمن امریكا. بنابراین طبیعی است كه عربستان، به دستور ایالات متحده و برای اجرایی‌سازی برنامه‌های امریكا، به تقابل با ایران بپردازد. در عین حال بخش دوم این سناریو به موضوع بیداری اسلامی در منطقه ارتباط دارد؛ ماجرایی كه همگان به صراحت به نقش جمهوری اسلامی در الهام بخشی به آن اشاره دارند. هم اكنون پس از سقوط حكام دیكتاتور در كشورهای اسلامی تونس، مصر و لیبی و همچنین لرزش تخت دیگر حاكمان عرب در بحرین و یمن و رسیدن موج بیداری اسلامی به مرزهای عربستان، حكام این كشور تلاش می‌كنند تا از طریق درگیر‌سازی جمهوری اسلامی با چالشی تازه، عملاً از نقش ایران در این تحولات بكاهند و بیداری اسلامی را پشت وقایع ایران پنهان كنند. از این رو آنها در تلاشند با حمایت مالی و رسانه‌ای از برخی مهره‌های سوخته اپوزیسیون به زعم خود جمهوری اسلامی ایران را از درون دچار چالش سازند تا از این فرصت ایجاد شده، سر نوشتی تازه برای كشورهایی نظیر لبنان و سوریه رقم بزند؛ سرنوشتی كه بی‌شك تأمین‌كننده امنیت رژیم صهیونیستی خواهد بود. 
در مجموع باید گفت مسیری كه امروز سعودی‌ها علیه جمهوری اسلامی در پیش گرفته‌اند، خاطره عملكرد رژیم بعث عراق به سركردگی صدام را برای بسیاری زنده می‌كند؛ عملكردی كه در راستای تحقق اهداف غرب علیه كشورمان بود كه نه برای غرب و نه برای بعثی‌ها نتیجه‌ای به همراه نداشت و در پایان نیز صدام مهره گوش به فرمان غرب با تمام‌شدن تاریخ مصرفش، توسط خود غربی‌ها و با صرف میلیون‌ها دلار بودجه مردم امریكا از كار برداشته شد؛ واقعیتی كه در قبال حكومت عربستان نیز قابل پیش‌بینی است‌ و در این میان نكته جالب‌تر دستاویزی اپوزیسیون ایرانی به اعرابی است كه ریشه‌شان مدت‌هاست در منطقه خشك شده و خود در حال فروپاشی هستند.


حسن كوشا ، جوان آنلاین