نشست 5 + 1
نشست بغداد اگرچه با توافق بر سر ادامه مذاكرات در مسكو در تاریخ ۱۸ و ۱۹ ژوئن (۲۹ و ۳۰ خرداد ماه) به پایان رسید، اما این نشست همچون نشست‌های گذشته یك سؤال اساسی را بی‌پاسخ گذاشت كه آیا این روند عملكرد نمایندگان ۱+۵ در اجلاس بغداد، در اجلاس مسكو نیز قادر به حل مشكلات غرب در موضوع پرونده هسته‌ای ایران خواهد بود؟
مروری بر آنچه كه طی هفته‌های اخیر در آستانه اجلاس استانبول ۲ تا نشست بغداد گذشت، بیانگر این واقعیت است كه مجموعه‌ای از تضادهای درون ساختاری مانع اصلی و ناتوانی گروه ۱+۵ و به ویژه امریكایی‌ها - كه گرداننده اصلی طرف مقابل در این نشست هستند- در حصول به توافق است و به طور طبیعی تداوم آن با این تضادها، چشم‌انداز روشنی را نیز برای آینده ایجاد نمی‌كند. 


۱- تضاد اول، تضاد ۱+۵ با NPT است، چرا كه براساس آن هر كشوری مجاز است كه با رعایت مقررات آن به سطوح لازم غنی‌سازی صلح‌آمیز هسته‌ای دست یابد، اما به رغم نبود هیچ نشانه‌ای از رعایت نشدن مقررات این توافقنامه توسط ایران، غرب حاضر نیست این حق قانونی ایران را به رسمیت بشناسد و به همین دلیل در این نشست و نشست‌های دیگر تنها اصرار بر تعلیق تمامی فرآیندها دارد و بر همین اساس است كه ایستادگی غرب در برابر ایران به نوعی لجاجت تعبیر شده است. 
۲- مشكل دیگر طرف مذاكره‌كننده، غلبه مطالبات صهیونیزم جهانی بر دیدگاه‌های اغلب اعضای طرف مذاكره‌كننده با ایران است و از نظر آنان تأمین نظرات این رژیم جعلی در زمینه تعلیق كامل فعالیت‌های هسته‌ای ایران محور اصلی برای تصمیم‌گیری‌هاست. در همین زمینه روزنامه صهیونیستی هاآرتص روز گذشته خبر داد كه امریكا، «وندی شرمن»، معاون سیاسی وزارت خارجه این كشور و مسئول تیم مذاكره‌كننده خود در اجلاس بغداد را روز جمعه به سرزمین‌های اشغالی می‌فرستد تا مقامات این رژیم را در جریان مذاكرات بغداد قرار دهد. به نوشته این روزنامه در بیانیه وزارت خارجه امریكا آمده كه هدف دیگر شرمن از این سفر تأكید بر تعهد ناگسستنی امریكا نسبت به امنیت اسرائیل است. 
پس از نشست استانبول «گری سیمور»، مشاور رئیس‌جمهور امریكا در امور مربوط به برنامه هسته‌ای ایران در تاریخ ۳۱/۱/۱۳۹۱ به خبرنگاران تأكید كرده بود كه امریكا در نشست استانبول پذیرفته است كه حق ایران در غنی‌سازی صلح‌آمیز هسته‌ای را به رسمیت بشناسد. اما طی روزهای بعد از آن و به دنبال فشار لابی صهیونیزم تغییر دیدگاه امریكایی‌ها حتی قبل از كنفرانس بغداد نیز آشكار شده بود. 
۳- تضاد دیگر گروه ۱+۵ در نشست بغداد، ناتوانی نمایندگان اعزامی در تصمیم‌گیری در مورد توافقات و محورهای مورد مذاكره است چرا كه آنها معاونان وزرای خارجه این كشورها هستند كه قادر به تصمیم‌گیری نیستند، به ویژه آنكه علاوه بر آن اختلاف‌نظرهای میان آنها خود به عاملی دیگر برای رسیدن به توافقات تبدیل شده است. 
۴- مشكلات و رقابت‌های درونی در امریكا میان كنگره و كاخ سفید كه نماد رقابت انتخاباتی دو حزب اصلی این كشور است، تصمیم‌گیری برای سران این رژیم را در امور فعالیت‌های صلح‌آمیز هسته‌ای ایران دشوار ساخته است. در حالی كه اوباما به حصول توافق بر سر مسئله هسته‌ای ایران برای پیروزی در انتخابات آینده نیاز دارد، درست به همان دلیل كنگره- كه اكثریت آن در دست جمهوری‌خواهان است - تمایلی به استفاده اوباما از این امتیاز ندارد و به همین دلیل و براساس گزارش صدای امریكا، كنگره این كشور در تاریخ ۲۶/۲/۱۳۹۱ مصوبه‌ای را به بحث گذاشت كه مبتنی بر آن كاخ سفید قادر نباشد هیچ سطح از غنی‌سازی هسته‌ای ایران را به رسمیت بشناسد. 
۵- اما شاید مهم‌ترین دلیل طرف مقابل ایران و به ویژه امریكایی‌ها در بهره‌گیری از مذاكرات هسته‌ای به عنوان یك بستر برای عملیات روانی علیه مردم ایران را باید در این رهیافت دانست كه فشارها و تحریم‌ها موجب افزایش نارضایتی مردم ایران شود، در این صورت نظام اسلامی ناچار خواهد بود كه در برابر غرب تسلیم شود و تعلیق فعالیت هسته‌ای خود را بپذیرد و به همین دلیل است كه طی هفته‌های اخیر شاهد فضاسازی گسترده‌ای از سوی رسانه‌های غربی و حتی برخی از نشریات داخلی - كه تنها به عنوان سرپل دشمن عمل می‌كنند - بودیم. از منظر آنان تداوم این تاكتیك (مذاكرات برای مذاكره) و تبعات اجتماعی آن قادر خواهد بود كه غرب را به موضع برتر در این مذاكرات برساند و از پیامدهای آن حتی برای حل دیگر تضادهای خود استفاده كند. 
در این زمینه اگرچه نمی‌توان نسبت به واكنش‌های سودجویانه برخی فعالان فرصت طلب در سوءاستفاده از این شرایط بی‌تفاوت بود، اما آنچه كه مبتنی بر تجربیات تاریخی و فرازهای مهم تاریخ سیاسی كشور در بعد از انقلاب اسلامی می‌توان بر آن تأكید كرد، تبیین دقیق شرایط و بیان اهداف غرب در این سناریوی جدید برای توده اجتماعی در كنار سیاست‌های هوشمندانه و فعالانه مسئولان اقتصادی كشور، قادر به بطلان این تصور نادرست در میان طرف مقابل ایران خواهد بود. 
مقام معظم رهبری به روشنی بر این شاخصه‌ها در مراسم دانش‌آموختگی دانشجویان دانشگاه امام حسین (ع) در تاریخ ۳/۳/۱۳۹۱ تأكید كردند و با اشاره به اینكه عزت و اقتدار ملت ایران نتیجه پایداری و ایستادگی در مسیر بیعت الهی است یادآور شدند كه ملت پیشگام ایران در دهه پیشرفت و عدالت حركت پرشتاب خود را به سوی پیشرفت‌های بیشتر و تحقق عدالت ادامه می‌دهد و جبهه ظلم و استكبار و زورگویی برخلاف هیاهوی ظاهری رو به اضمحلال است. ایشان همچنین با تأكید بر ضرورت تلاش جوانان در این عرصه و متأثر از مجاهدت‌های نسل گذشته خاطر نشان می‌كنند كه: «البته هموار بودن مسیر به معنی نبود سختی و زحمت نیست، بلكه ادامه مسیر همچنان نیازمند پایداری و استقامت است.»