وظیفه همه طلاب و روحانیون است كه در این برهه حساس از حیات حوزه های علمیه، برای ارتقا بصیرت خود بكوشند و با شناخت دقیق موضوعات، درک روشن از موقعیت و بهره گیری صحیح از فرصت های پیش رو، در پیشرفت و تعالی حوزه های علمیه تلاش نمایند.

در بخش اول این مطلب اشاره گردید كه انسانها با كمك قوه ای به نام بصیرت كه خداوند به آنها عطا نموده است، می توانند در موارد فتنه گون كه تشخیص حق و باطل مشكل است، راه صحیح را انتخاب نمایند. در همین رابطه فرزند علامه حلی(ره) داستانی را از بصیرت پدر بزرگوار خود و دیگر علما آن دوره در حفظ كیان تشیع از خطر حمله مغول نقل نموده است كه ادامه آن به شرح ذیل است.


 

«.........بیشتر اهل حله از ترس، خانه هاى خود را ترك گفتند و به بطایح گریختند و جمع قلیلى در شهر ماندند، از آن جمله پدرم و سید بن طاووس و فقیه ابن ابى العز بودند. این سه نفر تصمیم گرفتند به هلاكو نامه بنویسند و صریحا اطاعت خود را نسبت به وى اعلام دارند، نامه نوشتند و بوسیله یك مرد غیر عرب فرستادند. هلاكو پس از دریافت نامه فرمانى بنام آقایان صادر كرد. و به وسیله دو نفر فرستاد و به آن دو سفارش كرد به آقایانى كه نامه نوشته اند بگوئید اگر نامه را از صمیم قلب نوشته اید و دل هاى شما با نوشته شما مطابق است نزد ما بیائید، فرستادگان هلاكو به حله آمدند و پیام هلاكو را به آقایان ابلاغ كردند.

 

آقایان از ملاقات با هلاكو بیمناك بودند، زیرا نمى دانستند پایان كار چه خواهد شد. پدرم به آن دو نفر گفت اگر من تنها بیایم كافى است؟ گفتند آرى، او به معیت آن دو نفر حركت كرد، در آن موقع هنوز بغداد فتح نشده بود و خلیفه عباسى را نكشته بودند، وقتى پدرم به حضور هلاكو رفت، به او گفت: چگونه به ملاقات من آمدى پیش از آنكه بدانى كار من و خلیفه بكجا مى كشد؟ از كجا اطمینان پیدا كردید كه كار من و خلیفه به صلح نیانجامد و من از او در نمى گذرم ؟پدرم در جواب گفت : اقدام ما بنوشتن نامه و آمدن من به حضور شما بر اساس روایتى است كه از حضرت امیرالمومنین على بن ابى طالب (ع) به ما رسیده است « قال فى خطبة : الزوارء و ما اردیك مالزوارء ارض ذات اثل یشتدفیه البیان و تكثر فیه الكسان ... و الوایل العویل لاهل الزوارء من سطوات الترك و هم قوم صغار الحدق وجوههم كالمجان المطوقه لباسهم الحدید جرد مرد یقدمهم ملك یاتى من حیث بدا ملكهم جهورى الصوت قوى الصولة عالى المهمة لا یمر بمدینه الا فتحها و لا ترفع عیله رابة الا نكسها الویل امن ناواه فلا یزال كذلك حیت یظقفر.

 

على علیه السلام در خطبه زوارء فرموده است : چه میدانى زورا چیست : سرزمین وسیعى است كه در آن بناهاى محكم پایه گذارى مى شود و مردم بسیارى در آن مسكن مى گزینند روسا و ثروت اندوزان در آن اقامت مى كنند بنى عباس آنجا را مقر خود و جایگاه ثروتهاى خویش قرار مى دهند زوراء براى بنى العباس خانه بازى و لهو است آنجا مركز ستم ستمكاران و كانون ترس هاى دهشت زا است جاى پیشوایان گناهگار و امراء فاسق و فرمانروایان خائن است و جمعى از فرزندان فارس و روم آنان را خدمت مى كنند، در چنین محیط تیره و گناه آلوده و در آن شرائط ننگین و شرم آور، اندوه و عمومى و گریه هاى طولانى و شرور و بدبختى دامنگیر مردم زوارء مى شود و گرفتار هجوم اجانب نیرومند مى گردند، اینان ملتى هستند كه حدقه چشمان آنها كوچك است صورتهاى آنان مانند سپر طوق شده و لباسهایشان زره آهنین است، سیماى جوانى دارند و پیشوای آنها فرمانروائى است كه از سرزمین اصلى خود آمده است، او صدائى بلند و سطوتى نیرومند و همتى عالى دارد به هیچ شهرى نمى گذرد مگر پس از فتح آن و هیچ پرچم در مقابلش بر افراشته نمى شود، مگر آنكه سرنگونش مى سازد، بلا و عذاب بزرگ براى كسى است كه به مخالفتش برخیزد، او همچنین صاحب قدرت و نیرو است تا پیروزى نهائى نصیبش گردد.

 

پدر علامه پس از قرائت خطبه به هلاكو گفت : امام (ع) اوصافى را در خطبه ذكر كرده كه ما همه آن اوصاف را در شما مى بینیم و به پیروزى شما اطمینان داریم ، به همین جهت نامه نوشتیم و من به حضور شما آمدیم، هلاكو اندیشه و فكر آنان را به قبول كرد و فرمانى به نام پدر علامه نوشت و در آن فرمان مردم حله را مورد عنایت مخصوص خود قرار داد.

 

طولى نكشید كه هلاكو بغداد را فتح كرد و مستعصم خلیفه عباسى را به قتل رسانید، بطورى كه دائرة المعارف بستانى نقل نموده در آن حادثه، متجاوز از دو میلیون نفر هلاك شدند، اموال فراوانى به غارت رفت و خانه هاى بسیار طعمه حریق شده ، و سرانجام آشكار گردید كه آقایان علماء حله خطبه على (ع) را بخوبى فهمیده و به درستى آن را با هلاكو و لشكریانش تطبیق نموده بودند، تشخیص صحیح و اقدام بموقع ایشان، جان مردم حله و كوفه و نجف و كربلا را از خطر مرگ قطعی نجات داد و از كشتار دسته جمعى آنان جلوگیرى نمود.»(1)

 

بنابراین باید گفت كه وظیفه همه طلاب و روحانیون است كه در این برهه حساس از حیات حوزه های علمیه، برای ارتقا بصیرت خود بكوشند و با شناخت دقیق موضوعات، درک روشن از موقعیت و بهره گیری صحیح از فرصت های پیش رو، در پیشرفت و تعالی حوزه های علمیه تلاش نمایند.



منبع : Tebyan